أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
3
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
4 - چرا انجام خواستهء يكيشان دليل ناتوانى ديگرى باشد . گوئيم : چون وجود آن دليل برترى او باشد و اگر تواناتر بر همتاى خود نباشد خواستهء او واقع نگردد در برابر خواستهء آن ديگرى و اين گواه ناتوانى او باشد . و ناتوان قديم ذاتى نباشد . تقرير دليل تمانع بوجه ديگر اگر صانع دو تا باشد يكى از آنها ميتواند كارى را از آن ديگر نهان دارد يا نه ؟ اگر بتواند پس همتاى او نادان باشد و هر كه نادانى بر او روا باشد قديم نتواند بود زيرا قديم همهء كمالات را در ذات خود دارا است و اگر نتواند خود او عاجز باشد و عاجز هم قديم نباشد زيرا قديم در ذات خود توانا به هر كاريست . دليل ديگر بر اينكه صانع عالم يكى است و آن اينست كه اگر همتائى دارد يا همهء عالم كار هر دو است و هر چه را يكى از آنها آفريده همان را ديگرى هم آفريده يا اينكه هر كدام بخشى مخصوص از جهان را آفريدهاند در صورت يكم لازم آيد يك كار را دو كس كرده باشند و اين نشدنيست و در صورت دوم بايستى كار مخصوص هر كدام را نشانهاى باشد تا از كار ديگرى ممتاز گردد زيرا قادر حكيم چون كارى نيكو كند بايد دليل و نشانى گزارد تا با كار ديگرى اشتباه نشود بويژه كه خواستار شكر و قدردانى و شناسائى خود باشد ، و كسى را بر كار او آگاهى نباشد جز بنشانى خود او و چون مادر همهء موجودات از آسمان و زمين و جز آنها نشانى نيابيم بر كار خالق دومى اين خود دليل باشد كه صانع و خالق يكى است و همان خداوند يگانه تعالى است . اعتراض بر اين دليل اگر گويند : ما دانيم كه عالم دو گونه است جواهر و اعراض و اين هر دو از هم ممتازند و اين خود دليل است كه دو صانع باشند نه يكى .